تبليغاتX
کازرون شهر سبز
معرفی جاذبه های تاریخی وگردشگری شهرستان کازرون واستان فارس

«بده در راه خدا»

«به من عاجز ودرمانده کمک کنید»

احتمالاً این جملات را هر روز بارها وبارها از زبان تعداد زیادی متکدی در کوچه و بازار شنیده اید وشاید از سر ترحم ودلسوزی ویا دفع قضا وبلا  کمکی هم به آنان کرده اید.

گدایان همه جا هستند ،روبروی بانک ها ،سر چهار راه ها، پمپ بنزین ها و همه معابر پرتردد. آنها به هر بهانه وترفندی ظاهر شده و از شما طلب کمک می کنند .

اگر زمانی برای خرید به بازار مراجعه کنید مطمئناً از حضور مداوم ومکرر متکدیان که اغلب همراه با سماجت  والتماس های فراوان می باشد ،به ستوه آمده و واکنش نشان خواهید داد.

 این مسئله تنها به بیرون از خانه محدود نمی شود وگروهی دیگر از آنها درب منزل به سراغ شما آمده وبخصوص در اوقات استراحت روزانه با فشردن متوالی وبی وقفه زنگ شما را وادار به کمک می کنند.

گدایان به هر شکل وهیبتی در سراسر شهر به فعالیت مشغولند ،عده ای با در دست داشتن عصا وعده ای با بغل کردن نوزادی نارس و تعدادی با در دست گرفتن نسخه پزشک وخوش تیپ های آنها هم به عنوان تهیه بلیط ویا فراهم کردن  پول دیه برای آزادی زندانی و.......

مدتی است که گدایان وارداتی موسوم به پاکستانی به جمع آنها افزوده شده ورقیب کولی های سمج خودمان گشته اند.

تمامی این موارد باعث بروز مشکلات ومسائل ناخوشایندی در شهر وکشور ما شده است و مسئولین متاسفانه برخورد قاطع ومداومی نیز از خود نشان نمی دهند.

از یک طرف با وجود این همه متکدی که اغلب  این کار را به عنوان شغل خود انتخاب کرده اند،تشخیص نیازمندان واقعی از متقلبان وسودجویان بسیار سخت گردیده است واز طرف دیگر اغلب این افراد هیچگونه بهداشتی را رعایت نمی کنند و در شرایط وخیم کنونی می توانند انواع بیماری های مسری وخطرناک را به جامعه منتقل نمایند.

به نظر می رسد کشور ما با ذخایر ومنابع کم نظیر وباارزش به هیچ وجه نباید چنین معضل رقت باری داشته باشد وسازمان بهزیستی وکمیته امداد امام (ره) باید به عنوان متولیان امر با اندوخته عظیم وپشتوانه بی انتهای مردمی به طور جدی وعادلانه نیازمندان واقعی را بی نیاز ونیروی انتظامی با قاطعیت واستمرار شهر ها را از وجود بی نیازان متقلب پاک نموده وچهره زشت ورقت بار دیارمان را زیبا ودلنشین بگردانند.  
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت 23:21  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

سلام

بالاخره پس از چند هفته امروز به سراغ کامپیوترم آمدم. گرد وخاک های روی میز ومونیتور را پاک کردم وروبروی آن نشستم.راستش نوشتن بعد از این همه دوری کاری دشوار به نظر می رسید مخصوصاْ وقتی که حرف زیادی هم برای نوشتن  نداشته باشی.دلم برای بسیاری از دوستان اینترنتی تنگ شده بود ودوست داشتم ببینم در این مدت که من نبوده ام کدامیک از دوستان به سراغم آمده اند واحوالم را پرسیده اند.

توی این چند هفته حوادث تلخ وشیرین متعددی به سراغم آمدند وافکار و وقت مرا به خودشان مشغول کردند.تلخترین آنها فوت عمه نازنین ومهربانم بود که جای خالی او هنوز قلبم را می فشارد وشیرین ترین آنها تولد فرزند زیبایم بود که نام او را "پویا" گذاشتم .

و اما........

امروز تصمیم گرفتم که از این به بعد در وبلاگ خودم محدودیت موضوعی را کنار بگذارم وهر از گاهی وارد مقولات دیگر هم بشوم زیرا نوشتن صرف در مورد مطالب تاریخی کاری دشوار ومحدود می باشد وامکان سریع درج مطالب همواره امکان پذیرنیست.

می خواهم در مورد دلتنگی ها یم،مشکلات شهرم،طبیعت ،حتی داستان های کوتاه ومخصوصاً تاریخ کشورم بنویسم .شاید وبلاگم شلغم وشوربا بشود اما چه باک؟

در ابتدای این مسیر راهنمایی ها ونظرات ارزشمند شما دوستان عزیز می تواند کمک بزرگی برای من به شمار آید ،پس لطف خود را نسبت به من دریغ نفرمایید ومانند همیشه دوست وهمراه من بمانید.

ممنون

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 22:59  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

مشاهده آثار و بقایای تاریخی برای هرکسی  حس وحال متفاوتی ایجاد می کند. میزان علاقه،تحصیلات وتخصص در نوع نگرش به تاریخ بسیار موثر است.

اگر قرار باشد برای مطالعه تاریخ وآثار تاریخی ،افراد را دسته بندی کنیم،شاید این گونه نتیجه بگیریم:

دسته اول:افرادی هستند که نه تنها هیچ علاقه ای به تاریخ وآثار تاریخی ندارند وارزشی نیز برای آن قائل نیستند.بلکه  بناهای تاریخی را مشتی سنگ وخاک کم ارزش می پندارند وحتی ویران کردن وصدمه زدن به آنها را امری عادی تلقی می کنند.

متاسفانه از این دسته عده زیادی نیز متصدی امور دولتی بوده وتفکرات ناصحیح آنها بیش از دیگران تاثیر نامطلوب بر آثار ملی وتاریخی کشور گذاشته است.

دسته دوم:این افراد با وجود اینکه علاقه زیادی به تاریخ ندارند اما آنچنان صاحب فهم وکمال هستند که خواهان حفظ  ومرمت  این آثار بوده وآسیب رساندن به آنها را امری بی خردانه وخودخواهانه می دانند.

دسته سوم:افراد این دسته علاقه خاصی به تاریخ وآثار تاریخی دارند ومشتاقانه به مشاهده ومطالعه آنها پرداخته ولذت می برند.این گروه با وجود اینکه اغلب تخصص تاریخی ندارند اما اشتیاق آنها برای آشنا شدن با گذشتگان خود از طریق تاریخ وابنیه تاریخی،عشق وعلاقه آنها را موجه می نماید.

دسته چهارم:متخصصان تاریخ شناسی .کسانی که تحصیل کرده این رشته هستند وبعضاْ تحقیقاتی نیز در زمینه های مختلف تاریخی انجام داده اند. نوع دیدن آثار تاریخی برای این افراد با افراد عادی کاملاْ متفاوت است.

آنها تنها به صرف لذت بردن ومشاهده کردن به این آثار نگاه نمی کنند.بلکه دیدن آنها همراه با دقت وکاووشی موشکافانه می باشد .

تاریخ شناسان از بررسی سکه ها ، حجاریها وبناهای تاریخی می توانند نوع پوشش ولباس ،خط، دین وآیین وحتی رسوم زمان های دور را مشخص کنند . آنها از دل سنگ نوشته ها وکتیبه ها، با نام شاهان وحوادث مهم تاریخی زمان آنها آشنا شده وهمچنین متوجه می شوند که کشور ما در زمان های دور چه وسعت وعظمتی داشته وکدام کشورها روزگاری جزئی از خاک ما به شمار می آمده اند.

جالب است بدانید که قیافه وتصویر شاهان گذشته که بر روی سکه ها ویا دل کوهها ترسیم شده است،اغلب تصویر واقعی از آنها می باشد که عیناْ توسط هنرمند ایجاد شده است.

به طور مثال تصویر شاپور اول ساسانی که برروی سکه های آن دوران نقش بسته است ،به ترتیبِ ضرب سکه وگذشت زمان ،آثار کهولت وکهنسالی بیش از پیش در بینی وریش وی نمایان می گردد.

اما دسته دیگری نیز می توان به عنوان دسته پنجم  معرفی کرد .افراد این دسته را سودجویان وسارقان آثار تاریخی تشکیل می دهتد .افرادی که مانند افراد دسته اول خائنانه وبی خردانه تنها به ارزش مادی آثار تاریخی توجه کرده وتاکنون صدمات ولطمات فراوانی را به آن آثار گرانبها وارد کرده اند.

توجه داشته باشیم که حرکت به سمت آینده ای روشن بدون آشنایی با گذشته پرفراز ونشیب امری بعید به نظر می رسد.تاریخ هویت ماست وآثار تاریخی نشانه آن.پس در حفظ وپاسداری از آثار تاریخی تلاش کنیم ودیگران را نیز بیدار.

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/13ساعت 12:9  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

خیلی وقت است که فراموشش کرده ام ، نسبت به او بی تفاوت شده ام ودیگر به علایق وسلایقش اهمیت زیادی نمی دهم. با اینکه نزدیکتر از او به من دیگر کسی نیست اما خیلی راحت از کنارش می گذرم و انگار اصلاً او را نمی بینم و صدای او را نمی شنوم.

مدتهاست که با او خلوت نکرده ام و درد دل نگفته ام.راستش را بخواهید خیلی دلم برایش تنگ شده وحالا دارم دنبالش می گردم اما انگار او هم با من قهر کرده ودیگر به این راحتی پیش من نمی آید .

حتماً می پرسید که در مورد چه کسی حرف می زنم؟

معلوم است ،خودم،خود خودم

براستی بعد از خداوند چه کسی نزدیکترین فرد نسبت به ماست؟چه کسی محرم اسرار ماست وچه کسی همیشه وهمه جا همراه ماست (منظورم تبلیغ برای همراه اول نیست!)

من خودم را فراموش کرده ام.مدت زیادی است که صدای خودم را  نشنیده ام وبا خودم در تنهایی حرف نزده ام.

به یاد دارم زمان نوجوانی در هنگام خواب نیم ساعتی به خودم ورویاهایم ،فکر می کردم ودر خیالاتم دهها نقش دلخواهم را بازی می کردم تا خوابم می برد .

 هفته قبل به تنهایی ماشین را برداشته وزدم به جاده .آهنگ ملایمی گذاشتم ویک ساعتی رانندگی کردم واز این خلوت با خود ،مسرور شده بودم وناگهان متوجه شدم که از آخرین بار که با خودم تنها شده ام مدتها گذشته است.

شاید به نظر شما مضحک باشد اما من مانند بسیاری دیگر در طول روز هیچگاه تنها نیستم وبه ندرت فرصت می کنم که با خودم خلوت کنم.

به عقیده من انسان با وجود اینکه موجودی اجتماعی است اما فرد بودن او نباید مورد بی اعتناعی قرار گیرد .هر کسی نیاز دارد که در طول روز دقایقی را با خود تنها کرده ودر این تنهایی با آرامش خاطر اندیشه کرده وافکار خود را تقویت کند.

می دانم که این مطلب با موضوع وبلاگ من تناسبی ندارد اما دلتنگی وبی حوصلگی مرا واداشت تا حرف دلم را بنویسم واین دلتنگی را با شما قسمت کنم.

ببخشید........  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 22:36  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

در فاصله 5 کیلومتری تخت جمشید روبروی جاده ای که به نقش رستم منتهی می شود ،در کنار جاده در سمت راست محوطه کوچک تاریخی قرار دارد که به نقش رجب معروف است.

در این محوطه شکافی بدون سقف در دامنه کوه رحمت وجود دارد که 4 نقش برجسته تاریخی از دوره ساسانیان در آن جا قرار دارد.

این حجاری ها که بسیار باشکوه هستند حتی از آثار بجا مانده از دوره ساسانی در نقش رستم هم پیشی دارند.

این آثار تاریخی به ترتیب از سمت چپ به راست عبارتند از:

1-نقش برجسته شاپور اول ودرباریان

در این نقش شاپور سوار بر اسب دیده می شود ودر پشت سر او فرزندان ،همسر وبزرگان ساسانی قرار دارند.بر سینه اسب شاپور نوشته ای به این مضمون دیده می شود«این پیکر من است،خدایگان مزداپرست شاپور،شاهنشاه ایران وانیران(غیرایرانیان)که چهره از ایزدان دارد.فرزند خدایگان مزداپرست اردشیر،شاهنشاه ایران ،که چهره از ایزدان دارد ، نواده خدایگان پاپک شاه»

در این صحنه اینگونه تداعی می شود که گویی شاپور به سمت جایگاهی پراهمیت در حال حرکت است.

2-نقش برجسته کرتیر

در این نقش نیم تنه کرتیر ،موبد موبدان اوایل دوره ساسانی ،دیده می شود.

کرتیر قدرتمندترین فرد پس از شاه به شمار می رفت که به چهار شاه ساسانی خدمت کرد وتنها فرد بجز پادشاه بود که از خود کتیبه بجای گذاشت.کتیبه های او بجز در نقش رجب در نقش بهرام سرمشهد وهمچنین بر دیواره کعبه زرتشت،در نقش رستم نیز قابل مشاهده است.

در نقش برجسته کرتیر در نقش رجب ،کرتیر دست راست خود را بلند کرده و مقابل او کتیبه ای در 31 سطر دیده می شود.در این کتیبه وی به صورت مبهم به معراج خود اشاره می کند ودر ادامه از القاب خود نام می برد که از چهار پادشاه ساسانی دریافت کرده است.

3-تاجگذاری اردشیر بابکان

در این نقش اردشیر ،موسس سلسله ساسانی در مرکز تصویر دیده می شود.او در حالی که دست چپش را به حالت احترام بلند کرده، با دست راست حلقه شاهی را از اهورامزدا می گیرد.در میان آنها  نقش دو انسان کوچک حجاری شده است .در پشت سر اردشیر دو نفر ایستاده اند.نفر اول که مگس پرانی در دست دارد یکی از بزرگان ساسانی است وآن که عقب تر ایستاده شاپور فرزند اردشیر است.در پشت سر اهورامزدا نقش دو زن دیده می شود که عده ای آنها را مادر وهمسر اردشیر می دانند.

4-تاجگذاری شاپور اول

در این نقش زیبا ،شاپور در مقابل اهورامزدا قرار دارد.هر دو سوار بر اسب هستند.اهورامزدا در سمت چپ حلقه شاهی را به سمت شاپور دراز کرده وشاپور نیز سوار بر اسب دست راست خویش را دراز کرده تا حلقه دیهیم را از اهورامزدا بستاند.

پی نوشت:

دیدن این آثار تاریخی وامثال آن را به شما دوستان عزیز توصیه می کنم. خانواده وفرزندان خودتان را از دیدن این آثار منحصر به فرد ومهجور بی نصیب نکنید،لطفاً

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/17ساعت 1:48  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

نقوش برجسته دوران ساسانی در نقش رستم

وجود آرامگاه های شاهان هخامنشی بخصوص آرامگاه داریوش کبیر- که الگوی برجسته ای برای شاهان ایرانی به شمار می رفت –در نقش رستم ،آن محوطه را بسیار پراهمیت وشاخص ساخته بود وپس از گذشت چند قرن از انقراض هخامنشیان و با به قدرت رسیدن ساسانیان ،زمانی که ایران دوباره به اوج شکوه وعظمت بازگشته بود ، بسیاری از شاهان ساسانی در پایین آرامگاه ها نقوش متعددی را از خود به یادگار گذاشتند.

برخی از این آثار عبارتند از:

 نقش پیروزی شاپور اول بر امپراطوران روم

این نقش تقریباً شبیه نقش شاپور در بیشابور کازرون می باشد .

در زمان شاپور اول سه امپراطور رومی به ایران حمله ور شدند،یکی گردیانوس جوان بود که در سال 242میلادی در جنگ با ایرانیان کشته شد.دیگری فلیپ عرب بود که در برابر شاپور شکست خورد ومجبور به پرداخت باج وخراج سالیانه شد وسوم والرین که در سال 262 میلادی با هفتاد هزار سرباز وسردار رومی به دست ایرانیان اسیر گشت.این پرافتخارترین پیروزی ایران بر تجاوزگران رومی بشمار می رفت.در این نقش فلیپ عرب در برابر شاپور زانو زده ومچ دست والرین در دست شاپور به نشانه اسارت قرار دارد.

تاج گذاری نرسی

این نقش برجسته صحنه تاج گذاری نرسی پسر شاپور اول را نشان می دهد که حلقه قدرت را از دست آناهیتا (الهه باروری،خانواده وآب)می گیرد.

پیروزی بهرام دوم(294-274میلادی)

در این نقش بهرام سوار بر اسب با نیزه بلند خود به دشمن یورش برده وآنچنان با نیزه به وی ضربه زده که نیزه دشمن شکسته واز اسب سرنگون شده است.

نبرد هرمز دوم

این نقش مربوط به هرمز دوم نوه شاپور اول است که او نیز سوار بر اسب به دشمنی سواره حمله کرده واو را شکست داده است.

نقش برجسته شاپور دوم

در زیر آرامگاه داریوش دوم وروبروی کعبه زرتشت نقش شاهی ساسانی که با نیزه خود به گردن دشمن ضربه زده است ،دیده می شود.از شکل تاج این پادشاه حدس زده می شود که مربوط به شاپور دوم باشد.

 

کعبه زرتشت

در محوطه نقش رستم وروبروی آرامگاه ها بنایی مکعبی و تحسین برانگیز که به کعبه زرتشت معروف است ،دیده می شود.علت این نامگذاری این است که خیال می کرده اند این بنا با آیین زرتشت پیامبر ایران باستان رابطه داشته است.

در مورد کارایی این بنا اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد اما احتمال مقبره بودن این بنا از بقیه گمان ها قویتر است.کعبه زرتشت مربوط به دوران هخامنشیان می باشد ودر زمان شاپور اول کتیبه ای در مورد پیروزی وی بر امپراطوران روم بر دیواره آن ایجاد شد ومدتی بعد کرتیر موبد موبدان شاپور نیز کتیبه ای دیگر در مورد خدمات خودش برای کشور ودین زرتشت بر دیواره این بنا به یادگار گذاشت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 1:8  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

نقش رستم نام محوطه ای باستانی است که در فاصله 5کیلومتری شمال شرقی تخت جمشید واقع شده است.محوطه نقش رستم جایگاهی آیینی است که بر بریدگی کوه حسین ایجاد گردیده است.این منطقه دارای تقدس خاصی بوده و بسیاری از شاهان هخامنشی آرامگاه خود را بر بدنه این کوه ایجاد کردند وبنای مقدس کعبه زرتشت را نیز مقابل آن بنا نمودند وحتی ساسانیان نیز در این منطقه نقش برجسته های متعددی از خود به یادگار گذاشتند.

البته دلیل بیشتر این تقدس وتوجه ،وجود آرامگاه داریوش کبیر،قدرتمندترین وبرجسته ترین پادشاه هخامنشی در این محوطه است که تاثیر بسزایی بر شاهان بعد از خود داشت.

در این محوطه چهار آرامگاه وهشت نقش برجسته از هخامنشیان وساسانیان قرار دارد که بعضی از آنها را به طور خلاصه معرفی می نمایم:

1-آرامگاه ها:

بر دیواره کوه حسین 4 آرامگاه بزرگ صلیبی شکل کنده شده که بلندای هر یک در حدود 23متر وپهنای آن 19متر است.اولین بار داریوش بزرگ آرامگاه خود را بر دیواره این کوه ساخت واز طرحی مبتکرانه برای ساخت آن استفاده کرد .نمای بیرونی این آرامگاه دقیقاً شبیه به کاخ داریوش در تخت جمشید است.بالای آرامگاه ،تصویر داریوش با کمانی در دست دیده می شودکه به عنوان نیایش دست راست خود را بلند کرده ونماد فروهر وآتشدانی مقابل وی قرار دارد.شاه بر تختی ایستاده است که بردوش نمایندگان اقوام تحت سلطه ایران قرار گرفته وبزرگان پارسی نیز در دوطرف این صحنه به تصویر کشیده شده اند.

در مرکز آرامگاه ورودی مقبره قرار دارد که گفته می شود منتهی به سه اتاق وسه تابوت سنگی می باشد که یکی از تابوت ها مربوط به شاه ودو تابوت دیگر احتمالاً برای همسر یا همسران وی در نظر گرفته شده است .

آرامگاه خشیارشا در سمت راست وآرامگاه اردشیر اول وداریوش دوم در سمت چپ آرامگاه داریوش کبیر واقع شده که همگی آنها دقیقاً از مقبره داریوش تقلید کرده اند وحتی مقبره اردشیر دوم وسوم هم که بر دیواره کوه رحمت (در تخت جمشید) واقع شده،از این تقلید بی نصیب نبوده است.

جالب این است که این آرامگاه ها در فاصله چند متری از سطح زمین ساخته شده اند ،به گونه ای که دسترسی به آنها بدون امکانات لازم ،غیر ممکن است.

 

این مطلب ادامه دارد........

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/27ساعت 2:28  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

با سلام

چندی پیش دوست خوب وعزیزم جناب آقای محمودرضا پولادی مطلبی را با عنوان "کاروانسرای دشت برم خاموش ورو به زوال"  نوشته ومنتشر کرده بودند که الحق بسیار جامع وقابل تحسین بود.ایشان در مطلب خود سعی کرده بودند که توجه مسئولین حفظ آثار فرهنگی را به این اثر تاریخی ،که به سرعت مسیر نابودی را طی می کند،جلب کند.اما دریغ از ذره ای توجه.انگار متولیان امر دغدغه های دیگری بجز انجام وظیفه خود در سر می پرورانند وفرصت وبودجه ای برای حفظ میراث گذشتگان ندارند.

به هر حال با کسب اجازه از آقای پولادی ،بر خود لازم دانستم تا من نیزمطلبی مختصر در مورد این اثر تاریخی در معرض تخریب نوشته ولزوم رسیدگی وتوجه به آن را یادآوری کنم.

در مسیر جاده جدید کازرون-شیراز در اواسط دشت برم روستایی به همین نام در کنار جاده واقع شده است .اگر از میان این روستا عبور کنید به جاده ای خاکی که به سمت کوه می رود ،برمی خورید.این جاده از میان  منطقه ای که تحت حفاظت محیط زیست می باشد ،عبور می کند.  این مسیر را می توان با پای پیاده از روستا ویا خودرویی شاسی بلند، براحتی پیمود.بعد از طی مسیری 5 تا 6 کیلومتری در کنار این جاده به کاروانسرایی قدیمی  برمی خورید،که به کاروانسرای میان کتل یا کاروانسرای دشت برم معروف است.

در گذشته که مردم این دیار با پای پیاده یا چهارپایان از این مسیر به سفر می رفتند،شب هنگام در این کاروانسرا بیتوته می کردند ومحفوظ از حمله راهزنان یا درندگان به استراحت می پرداختند.

این کاروانسرا  دارای یک درب چوبی بزرگ می باشد که در ضلع جنوب غربی آن واقع شده است.

بنای کاروانسرا به شکل چهارگوش وقرینه در ابعادی حدود سه هزار متر مربع ساخته شده وبرای نمای ورودی وداخلی آن از سنگ های تراشیده شده که گاهاً بسیار هنرمندانه تراشیده شده است ،استفاده گردیده است.

در این کاروانسرا حجره هایی جهت اسکان مسافران ودر کنار هر حجره در گوشه سنگ نما محلی برای بستن افسار چهار پای آنها واقع شده است.

در ضلع غربی وشمالی کاروانسرا طویله هایی سرپوشیده با ستون های ضخیم وسقف هلالی ساخته شده وبرای تیمار ونگهداری چهارپایان استفاده می گردیده است.

در ساخت بنا از سنگ وگچ وساروج استفاده شده ودر گوشه جنوبی بنا در میان یکی از حجره ها پلکانی به سمت زیر زمین قرار دارد.دو پلکان نیز در دوطرف راهرو ورودی به سمت پشت بام قرار داده شده که هم اکنون نیز قابل استفاده می باشد.

در قبل از انقلاب که این جاده برای عبور خودروها بازسازی شد ومسافران از این مسیر به شیراز می رفتند ،ازاین کاروانسرا به عنوان پاسگاه استفاده شد تا امنیت راه حفظ شود .به همین دلیل برج های نگهبانی در گوشه ای از این کاروانسرا ساخته شد .هنوز برخی یادگاری ها مربوط به سربازان  بر دیوارهای  کاروانسرا به چشم می خورد.

متاسفانه قسمت زیادی از این بنای جالب وتاریخی به شدت تخریب شده ودست ویرانگر طبیعت مابقی این بنا رانیز تهدید می کند .

نمی دانم آیا این اثر در لیست آثار تاریخی کشور ثبت گردیده یا خیر اما آنچه که می دانم این است که ما وظیفه داریم تا از تخریب بیش از پیش این اثر وامثال آن جلوگیری کنیم وباور کنیم که صرف هزینه برای مرمت ونگهداری از این آثار باارزش نه تنها هدر دادن ثروت کشور نیست بلکه بادرایت ودوراندیشی می تواند درآمدزا نیز باشد.ضمن اینکه باید یادمان باشد که ما در قبال آیندگان خود مسئولیم .مسئول حفظ داشته ها وانتقال آبرومندانه آنها به نسل آینده.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/03ساعت 0:44  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

با سلام

پنج شنبه گذشته به اتفاق تنی چند از همکاران در دبیرستان امام علی (ع) عازم سفری دوروزه به یاسوج شدیم.هشت نفر بودیم ودو ماشین و ساعت ۴ بعد از ظهر به راه افتادیم.

بساط خنده وشادی در جمع ما گسترده شده بود وحتی جریمه ۲۰۰۰۰ تومانی که در گردنه های یاسوج نصیب دوست خوبمان آقای جعفری شد، شوخی وسرور ما  را تحت تاثیر قرار نداد.

هنگام غروب به یاسوج رسیدیم ودر میدان ابتدای شهر (میدان معلم) بعد از صرف شام ،در چادرهای مسافرتی خود شب را به صبح رساندیم.

سرمای غافلگیر کننده نیمه شب وعبور گله گوسفند هایی که اواسط شب از دل شهر کوچ داده می شدند ،چندین بار ما را از خواب بیدار کرد و همه این ها سفر را برای ما جالب تر می نمود.

بعد از صرف صبحانه،تصمیم گرفتیم که به سمت شهرتوریستی سی سخت ،که با یاسوج ۳۵ کیلومتر بیشتر فاصله نداشت ،به راه بیفتیم. 

به محض خارج شدن از شهر یاسوج ، در ابتدای راه، جنگل بلوط سرسبزی جلوه گری می کرد که شباهت زیادی به دشت برم خودمان داشت. باور کردنی نبود ،در این دشت انبوهی از گل های زیبای شقایق همه را مجذوب خود می کرد به طوری که رانندگان با ترمزهای ناگهانی خودرو خود را متوقف کرده ودوربین به دست به سمت این منظره بدیع هجوم می بردند.

بعد از عبور از جاده های پرپیچ وخم اما زیبا وسرسبز ،به شهر سی سخت رسیدیم وتابلوی ورودی راه رسیدن به چشمه میشی وکوه گل – دوجای معروف ودیدنی آن منطقه- را مشخص کرده بود.بعد از گذشتن از کوچه باغ های این شهر در میان دره ای به چشمه میشی رسیدیم .آب این چشمه گوارا وپر آب از ذوب شدن برف های کوه دنا تامین شده واز دره ای با شیب زیاد به پایین سرازیر می شود.در کنار این چشمه مسافران دقایقی توقف کرده وآبی به سر وصورت خود زده ویا عکسی به یادگار می گیرند.

جالب اینکه در کنار جاده جوی آبی ساخته شده که مقداری از آب این چشمه را به سمت باغ ها هدایت می کند واین جوی به موازات جاده واقع شده است .اما عجیب آنکه با وجود آنکه جاده سربالایی می باشد اما آب در این جوی مسیر سربالایی را طی کرده وبه شدت جریان یافته به بالای دره می رسد.همگی ما مات ومتحیر مانده بودیم وراز این امر را کشف نکردیم .

بعد از صرف ناهار در کنار چشمه میشی به سمت کوه گل به راه افتادیم .این مکان زیبا ودیدنی در فاصله ۵ کیلومتری چشمه میشی قرار دارد وصدها مسافر از مناطق دور و نزدیک آنجا جمع شده بودند.چشمه پرآب وکوهی که مملو از گلهای زرد زیبا بود ،آنجا را همچون تکه ای از بهشت ساخته بود.گفته می شد که در بالای این کوه که با پای پیاده ۲۵دقیقه فاصله داشت ،دریاچه ای رویایی واقع شده که پوستری بزرگ از دریاچه ،درستی این ادعا را ثابت می کرد.

چندین اتوبوس توریستی واستقرار ماموران امنیتی فراوان ،وهمچنین مانور امداد کوهستانی ما را برآن داشت که علت را جویا شویم.گفته شد که تعدادی از سفیران کشورهای اروپایی برای بازدید از مناطق زیبا وجاذبه های توریستی استان کهگیلویه وبویراحمد ، عازم شده اند تا امکان سرمایه گذاری کشورشان را در این مناطق بررسی کنند.

الحق که رسیدگی مسئولین منطقه به این جاذبه های گردشگری ،قابل تحسین بود ونسبت به سال گذشته امکانات رفاهی متعددی فراهم شده بود.ومن افسوس می خوردم که چرا مسئولین شهر ما تا این اندازه نسبت به این گونه مسائل بی تفاوت وساکن هستند واز پتانسیل فراوان منطقه ما بخوبی استفاده نمی کنند.جاهایی مانند سرآب ارد شیر-تنگ چوگان-تنگ تیکاب-دریاچه سوخته(پریشان)-دشت برم-ودهها جاذبه گردشگری که تنها به دلیل سوء مدیریت وعدم توجه مسئولین وهمچنین بعضی بی فرهنگی ها ،متروک وناشناخته رها شده اند.

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت 2:39  توسط اسماعیل صنفی آزاد  | 

سلام

خیلی وقته که مطلبی ننوشته ام وبه اینترنت سر نزده ام.

آخه این روزها با نزدیک شدن به ایام امتحانات مدارس ،حسابی سرم شلوغ شده .از یک طرف درس ها که باید به موقع تموم  و مرور بشه واز طرف دیگه سئوالات خرداد وشهریور برای چهار پنج مدرسه باید طرح بشه وهمراه با همه اینها نمره مستمر هم که باید به موقع تحویل مدرسه بدم.

با وجود این حرفها حسابی دلم برای دوستان  ومطالب خوبشون تنگ شده ومنتظرم که کمی از فشار کاری کاسته بشه وبتونم دوباره درکنار شون احساس آرامش کنم.

حالا هم اومدم که اعلام کنم :الکی دلتون خوش نشه بگید از شرش راحت شدیم ،من هنوز هم زنده ام وبرمی گردم هرچند که منتظر نباشین وبراتون اهمیتی نداشته باشه اما ایـــــــــــــــــــــــــــنه!

مخلصیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 1:52  توسط اسماعیل صنفی آزاد  |